محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3814

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كرد . گويد : مسلم پنداشته بود كه مال به دست و ألان رسيده و از او نپرسيد تا وقتى كه محتاج مال شد و او را بديد و گفت : « مال را بده » گفت : « چيزى نگرفته‌ام و مالى پيش من ندارى » گويد : و چنان شد كه مسلم از او شكايت مىكرد و نكوهش وى مىگفت . گويد : روزى به مجلس بنى ضبيعه آمد و از شكايت و ألان سخن آورد ، مرد تغلبى آنجا نشسته بود كه نزديك وى آمد و با وى خلوت كرد و از مال پرسش كرد كه به دو خبر داد ، پس او را به منزل خويش برد و خورجين را بياورد و گفت : « اين را مىشناسى ؟ » گفت : « آرى » گفت : « مال خويش را برگير » و قضيه را با وى بگفت و چنان شد كه مسلم پيش كسان و قبايلى كه به نزد آنها از وألان شكايت كرده بود مىرفت و عذر وى را مىگفت و قضيه را براى آنها نقل مىكرد . در اين سال ، چنان كه از ابو معشر آورده‌اند ، عمر بن عبد العزيز سالار حج شد ، وى امير مدينه بود ، قضاى مدينه در اين سال با ابو بكر بن عمرو بن حزم بود ، از جانب عمر بن عبد العزيز . عامل عراق و همه مشرق حجاج بن يوسف بود . چنان كه گفته‌اند ، در اين سال جانشين وى در بصره جراح بن عبد الله حكمى بود و قضاى آنجا با عبد الله بن اذينه بود ، عامل جنگ كوفه از جانب حجاج بن زياد بن - جرير بن عبد الله بود ، قضاى آنجا با ابو بكر پسر ابو موسى اشعرى بود . عامل خراسان قتيبة بن مسلم بود . آنگاه سال هشتاد و هشتم در آمد .